یــــــــا صــــــــــاحب الــــــزماڹ ..
برات وصل امضاء می شد ای کاش
گره از کار دل وا می شد ای کاش
برای دیدنت ای حضرت اشک
دو چشمانم چو دریا می شد ای کاش
سحر گاهی به یمن مقدم تو
سرای ما مصفا می شد ای کاش
وجود زخمی و آلوده ی من
به پیش پای تو پا می شد ای کاش
دل غمدیده و پر درد ما هم
به دست تو مداوا می شد ای کاش
میان زمره ی چشم انتظاران
ز زحمت نام ما جا می شد ای کاش
دل آواره ام در زیر پایت
شبیه خاک صحرا می شد ای کاش
مسیر وصل ما هم چو شهیدان
به سوی آسمان ها می شد ای کاش
دم آخر تن صد پاره ی ما
غبار راه زهرا می شد ای کاش
دل نامحرم ما محرم آن
غریبی های مولا می شد ای کاش
پس از چندین و چند صد سال گریه
دگر دستان او وا می شد ای کاش
به برق ذولفقاری خاک خورده
غرور شیعه معنا می شد ای کاش
مزار مخفی یاس مدینه
به دستان تو پیدا می شد ای کاش
غرور چادر خاکی کجایی
عزیز فاطمه پس کی میایی
برچسب:
نویسنده: مبین فرهادی
تاريخ: چهارشنبه
19 آبان
1395 ساعت: 1:31